تبليغاتX
یادداشت های غلامرضا نوری علا
یادداشت های غلامرضا نوری علا
یادداشت های غلامرضا نوری علا
امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
امر به منكر
چند سالي است كه فرصت رانندگي برايم فقط طي مسير منزل تا دفتر است، كه خوشبختانه فاصله‌ي زيادي هم نيست، كمتر پيش مي‌آيد كه در مسيرهاي ديگر رانندگي كنم و اگر اجبار باشد كه جايي بروم سعي مي‌كنم كه زمان خلوت و مناسبي را انتخاب كنم، تا دچار ترافيك پيچيده و درهم تنيده شهر نشوم، در نتيجه كمتر شاهد رانندگي خطرناك و خارج از قاعده همشهريان هستم. اما چند روز پيش مجبور شدم براي دريافت كارت طلايي بازنشستگان كه پس از وعده‌هاي فراوان و چند بارفرم پر كردن، فتوكپي چند هزار باره‌ي مدارك خانوادگي را به آموزش‌وپرورش بدهم، متاسفانه آموزش‌وپرورش هنوز بر همان پايه‌ي بي‌قاعدگي مي‌چرخيد و مرا حوالت دادند به دبستان ادب.

برچسب‌ها: راهنما زدن, جريمه
[ سرمقاله ]
+
چند باضافه چند
كرمانشاه، شبيه بسياري ديگر از مناطق ايران هنوز جامعه‌ايي قبيله‌اي و قومي دارد و علي‌رغم گرايشات سياسي كه در كرمانشاه به تقليد از پايتخت معمولا شكل مي‌گيرد، اما در نتايج انتخاباتي كرمانشاه، بزرگان اقوام و طوايف تعيين‌كننده هستند نه گرايشات و تمايلات سياسي، بهمين دليل مناطق ايلي، قومي و قبيله‌اي و روستايي بسيار بيشتر از مناطق و نواحي شهري در انتخابات تاثيردارند.
در گذشته‌ي انتخابات خصوصا انتخابات مجلس چند‌بار كساني خارج از قوم و طايفه‌هاي موجود، با فعال‌نمودن اقشاري از شهرنشينان موفقيت‌هاي حاصل كردند كه بعلت مطلوب نبودن نتايج، پشيماني و ندامت سرانجام كار بود و ابتر ماندن حاصل آن فعاليت‌ها شد.


برچسب‌ها: كرمانشاه, ليست انتخاباتي
[ سرمقاله ]
+
من غلامرضا نوری علا هستم
چندین بار و از زبان های مختلف از من سئوال شده است که ارتباط نسبی با خانم پرتو نوری علا و یا آقای دکتر اسماعیل نوری علا دارم؟ همیشه هم پاسخ داده ام این راز بزرگ را منهم نمی دانم و فقط می دانم که هیچ ارتباط سببی و یا نسبی با این خواهر و برادر گرامی ندارم و بر حسب اتفاق و اگر دوستان اجازه بدهند من غلامرضا نوری علا هستم بازنشسته آموزش و پرورش و فعلا هفت سالی است که در غرب کشور هفته نامه نقدحال را منتشر می کنم اکسیژن می بلعم و دی اکسید کربن پس می دهم. فقط همین البته این سئوال موجب شد پس از چندی دوباره مطلبی در صفحه ام بگذارم باشد که روزی حالم به شود و بتوانم بازهم مطلبی برای دلم بنویسم و شاید کسانی آنرا بخوانند.

پی نوشت:بخشی از مصیبت است که آدم ها را با پسوندها و پیشوندهایشان بشناسیم شاید خیلی مانده است که هر آدمی را مستقل از تیر و طایفه اش و فقط بخاطر هر آنچه که هست بشناسیم. اینکه بین من و خانواده محترم نوری علا بستگی وجود داشته و یا نداشته باشد اساسا موضوعی سطحی و زرد است. همان موضوعاتی که نشریات زرد روی جلد کار می کنند. برای مخاطبین هر کدام از ما فقط اندیشه و عملکرد شخصی ما می تواند موضوعیت داشته باشد نه اینکه همسر من کیست یا من پسر کدام گندم خورده ای هستم.  آرزویم روزی است که بتوانیم موضوعات مبتلابه را اولویت بندی کنیم تفکیک کنیم. باور کنیم خیلی مهم نیست من از چه خانواده ای هستم مهم این است که من کیستم که صد البته کسی نیستم!!!


[ یادداشت ]
+
شامی‘ پاسداری برای گویش کردی

تنوع قومي ، جغرافيايي و تاريخي ايران، در طول تاريخ كهنش ، عامل توليد فرهنگی متكثر بوده است كه سرمايه‌ای ارزشمندی برای ايران زمين محسوب مي شود. در این بین زبان بعنوان پدیده‌ای پویا، فعّال و ابزاری برای ایجاد ارتباط بین انسان، نمایشگاهی رنگارنگ از فرهنگ و اندیشه‌ی ملت‌هاست و احترام و همچنین پاسداشت آن به منزله حفظ هویت فرهنگی، عاملی برای بقا در عرصه جهانی است. همان طور که انسان‌ها با زبان می‌اندیشند، زبان نیز با اندیشه‌ها پایدار می‌ماند. زبان در بستر تاریخی خود ضمن انتقال اندیشه‌ها، در مسیر تاریخ تراش می‌خورد و صورت‌های متنوع به خود می‌گیرد و از همینجاست که گویش‌ها و لهجه‌ها پدید می‌آیند. لهجه‌ها جلوه‌های خاص یک زبان در مسیر تاریخ، در یک حوزه جغرافیایی مشخص هستند. از همین روی است که دو روستا در کنار هم یا حتی دو محله در یک شهر لهجه‌های مخصوص به خود دارند.

از طرف دیگر شعر و شعر محلی از بن‌مایه‌های فرهنگ و هویت ایرانیان است که در تمام گویش‌ها و لهجه‌های ایران کهن جایگاه والا و بالایی داشته است، در گویش کردی، شعر موضوعی اساسی است تا آنجا که به تقلید از فردوسی، مولوی وبزرگان شعر فارسی، در شعر کردی، سراینده وجود دارد. اما در مقطعی از تاریخ، این منطقه نیز بسان سایر مناطق ایران تحت تاثیر گویش تهرانی قرار گرفت و سخن گفتن به شیوه اهالی تهران ، نوعی فضیلت و به تَبَعِ آن، سخن گفتن به گویش‌های بومی و محلی را نوعی عقب ماندگی فرهنگی جلوه‌گر شد. چنانکه تکلم به گویش تهرانی ، برای گروه کثیری از مردم فضیلت شد، اما گروهی اندک از گویش‌وران محلی در برابر نفوذ مقتدرانه‌ی لهجه تهرانی ایستادند و ضمن حراست از زبان، گویش و لهجه‌ی مادری در جهت استحکام و پایداری زبان رسمی و معیار نیز کوشیدند.

در چنین شرایطی و در دهه‌های سی و چهل شمسی یکی از مهمترین پاسداران گویش کردی که حافظ زبان رسمی نیز بود، مرحوم شاهمراد مشتاق، معروف به شامی کرمانشاهی (تولد 1296- درگذشت ۲ آذرماه 1363 شمسی) بود.

در چهار سالگی بر اثر بیماری آبله نابینا شد و در همان ایام پدر و مادر خود را از دست داد و از همان سال‌ها به کار خانگی در خانواده معتضدی مشغول شد و بواسطه رفت و آمد با بزرگان عرصه شعر و ادب کرمانشاه با شعر انسی گرفت که با وصف بی‌سوادی و نابینایی اشعاری قوی و محکم ساخت که شهره خاص و عام شدند و همین اشتهار اشعارش سببی برای حفظ و صیانت از گویش کردی در منطقه بود.

از ویژگی‌های مهم شعر شامی، زبان شعری اوست که زبان محاوره‌ای بدون غلط و بدون اضافات را به شعر درآورده است و بهمراه اشعار تمکین کرمانشاهی، اشعار او خالص، کرمانشاهی است و وامدار هیچ گویش‌ دیگری نیست. شعر شامی برخوردار از صنایع متعدد ادبی است و بدیع و عروض در شعر او بدون نقص رعایت شده است، انواع مختلف شعری بیانگر تسلط بی‌چون و چرای شامی به صنایع شعری است هر چند او هیچگاه موفق نشد تا اشعارش را کتابت کند. درستی اوزان عروضی را سماعی رعایت می‌کرد. تا مدت‌ها اشعار شامی ورد زبان کرمانشاهیان بود و این موضوع حکایت از آن داشت که شعر شامی در دل مخاطب راهی یافته و تا دیر زمانی بر ذهن او نشسته است. شاهمراد مشتاق بطور فطری و غریزی، ظرفیت موسیقایی واژه‌ها و اوزان را دریافته بود و درست بهمین دلیل، شعر او بر زبان گویش‌وران کردی همچنان جاری است. واژه‌ها، مصالح اولیه شعر هستند. پس از گزینش واژه‌ها، اندیشه، عاطفه، بداعت و نوآوری، تخیل و تصویر لازم است تا شعر به معنای دقیق آن ساخته شود. شاعری که با واژه‌ها زندگی نمی‌کند، نمی‌تواند به زور وزن عروضی آن‌ها را در شعر بگنجاند. کسی که شعر محلی می‌گوید باید شعرش برآیندی باشد از بازتاب شادی و رنج مردم هم کیش و هم عصر خود در همان محدوده‌ی جغرافیایی خاصی که زندگی می‌کند. و این مسئله‌ای بود که شامی کرمانشاهی بخوبی از عهده آن برآمد.

همسایگی ما با مرحوم شامی از زمان تولد من تا مرگ ایشان ادامه داشت و همین موجب شده است تا خاطرات متعددی از این شاعر در ذهن من نقش بندد. مصداق عینی روشندلی برای من، مرحوم شامی بود و آن روزگاری که در محله چنانی برق، پدیده کم‌یابی بود، خانه شامی برق داشت و این برق منبع‌اش برق سراسری نبود و ذهن کودکانه‌ام قادر به کشف منبع‌اش نبود اما شایعه حول محور برق خانه شامی زیاد بود بعضی می‌گفتند که از ساعت پاندولی‌اش برای منزل یک لامپ گرفته است، اما رازش هیچگاه کشف نشد. چشم دل او بیناتر از چشم‌سر خیلی کسان بود، او یکی از معدود کسانی بود که می‌توانست با نسل‌های قبل از من همان ارتباطی را بگیرد که با نسل من، بهمین دلیل بسیار خرسندم که دوستان عزیزم در مجله راه موفقیت کرمانشاه بیاد این شاعر عزیز کرمانشاهی بوده‌اند و به رسالت و تعهد فرهنگی آنان احترام می‌گذارم. والسلام


برچسب‌ها: شعر محلی, شامی کرمانشاهی, کرمانشاه
[ یادداشت ]
+
بهاریه

بهار رازي است که جوانه‌ها، شکوفه‌ها، عطر گل‌‌ها و گياهان و هواي لطيف بهار برملايش مي‌کنند. بهار راز گفتن است، رازي گفتني، بهار ديار من، زيباترين بهار جهان است، هيچوقت دوست نداشته‌ام اردي‌بهشت ماه، جايي غير از کرمانشاه باشم. دشت‌هايي با طيف‌هاي مختلفي از رنگ سبز، تا چشم کار مي‌کند و شفايق‌هاي داغ بر دل و بابونه‌هاي سفيد و زرد و دسته؛ دسته گلهاي وحشي رنگ رنگ در نسيم با هزاردستان، هم‌آوا، نغمه رسيدن شادابي و اميد سر مي‌دهند، همه جاي زمين، بهار زيباست، اما بهار شهر من زيباتر است، اين را از روي تعصب نمي‌گويم، بهار زيباست و در کرمانشاه زيباتر...


[ یادداشت ]
+
تغییر، جنبشی علیه بارزانی

اقليم كردستان عراق تقريبا 74 هزار كيلومتر مربع است و سه استان اربيل، سليمانيه، دهوك و همچنين بخش‌هايي از استان‌هاي كركوك، دياله و موصل را شامل مي‌شود. جمعيت آن حدود 5 ميليون نفر تخمين زده مي‌شود و در قالب سيستم فدرال،?^ با يک دولت محلي اداره مي‌شود.
حدود دو سال پيش زمانيکه نتايج انتخابات پارلماني اقليم کردستان عراق اعلام شد و ليست اتئلاف کردستاني به رياست برهم صالح (متشکل از حزب دموکرات و اتحاد ميهني) ‌57/34 درصد آرا و ليست گوران (تغيير) به رياست نوشيروان مصطفی75 /۲۳درصد آرا اين انتخابات را به خود اختصاص داده‌اند از ظهور يک حزب جديد به نام »گوران« که به معني »تغيير« است، ...


[ ]
+
نکو داشت استاد فرشید یوسفی

برای عزیزانم که در راه موفقیت اند
پنجشنبه دوم دیماه تا راه افتادیم ساعت ده و نیم بود، دوست نازنینم نوازنده توانا عبدالرضا رزمجو اتومبیل اش را آورده بود و ماشااله عبدالملکی و ایرج قبادی شاعران کرمانشاهی را همراه آورد، منهم یار گرمابه و گلستانم ح.مولایی فر و ...


[ یادداشت ]
+
جرعه‌ايي عاشورا

هنوز ساليان زيادي نگذشته بود از مهرباني‌هاي رحمت‌للعالمين برعرب‌ها، تمام افتخارات اين قوم از بعثت آن نور معظم شروع شده است. چقدر بايد بي‌چشم و بي‌حيا بود و راه بر فرزند آن پيام‌آور مهرباني و نور بست؟ هنوز ساليان زيادي نگذشته است؟ تمام اعتبار اين قوم از آن وجود نازنين - پدر فاطمه (س)- است، چقدر دنيا و طمع آن بايد ريشه كرده باشد در جسم و جان و روح كه فرزند پيامبر تشنه، شهيد شود به طمع امارت و عمارت بوزينه‌صفتاني كه دنيا برايشان ابدي است، كه نبود!!!

براستي چه شده بود ...

[ سرمقاله ]
+
ويكي ليكس
ژولين پل آسانژ فعال رسانه‌اي، اهل استراليا و ساكن اروپاست و فعلا اينترپل حكم دستگيري وي را به اتهام تجاوز جنسي در سوئد صادر كرده و آسانژ در لندن مخفيانه زندگي مي‌كند، اما آسانژ مي‌گويد: اتهام‌هاي وارد شده براي تخريب شخصيت اوست. آسانژ قبلا هکر و برنامه‌نويس رايانه بوده‌است. او در سال 2006 ميلادي با كمك دوستانش سايت ويكي ليكس را به عنوان سازماني غير اقتصادي در دنياي رسانه‌ها تاسيس كرد. شعار آنها اين بودكه: ...


[ سرمقاله ]
+
باجي‌ها و قيچي‌ها
مي‌گويند عطار نيشابوري وقتي ديد درويشي ژنده‌پوش، اما واصل، چگونه مرد و جان بجان‌آفرين تسليم كرد، متحول شد. حقيقت آنگونه مردن كه نشان از اتصال زمين به آسمان است، مي‌تواند و بايد، سرآغاز تحول باشد.
واقعيت دارد كه هر انسان وارسته‌ و خردمندي ...
[ سرمقاله ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!